تبليغاتX
الودود

الودود
 

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین مطالب این تارنما در ایمیل خود مطلع شوید.
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/11/29 توسط احسان مطهری نژاد

مردی جوان بود، چندین مدال المپیکی و جهانی داشت، مربی شنا و دارای مدارک زیادی از این قبیل بود. اما به باورهای دینی چندان پایبند نبود.

مرد جوان در شبی به استخر محل آموزشگاهش رفت، چراغ خاموش بود ولی ماه روشن بود و همین برای شنا کردن کافی بود.

مرد جوان به بالاترین نقطه استخر یعنی تخته شنا رفت، دستانش را باز کرد تا آماده شیرجه زدن در آب شود؛ که ناگهان سایه اش را روی دیوار استخر مشاهده کرد.

حس عجیبی تمام وجودش را فراگرفت. از تخته شنا پایین آمد به سمت کلید برق رفت ؛ کلید را زد که دید:

استخر به دلیل تعمیرات خالی از آب است.


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است. انتشار مطالب بدون ذکر نام منبع شرعا حرام است.| طراحی : پیچک